تبليغاتX
راز خون

 شاید توی یک روز با خیلی ها خداحافظی کنی ولی بعضی اوقات بعضی از خداحافظی ها آدم رو دیوونه می کنه ، و تا روزی که زنده است باید از این خداحافظی بسوزه . نمی دونم شاید زنده بودن بعنی سوختن و خاکستر شدن ، و از خاکستر ، زنده شدن ، پر و بال گرفتن و به عرش رسیدن . نمی دونم . فقط می دونم که باید بگم خداحافظ ، خداحافظ بزرگترین و زیباترین دلیل وجود من . خداحافظ

این آخرین پست من است . باید بروم ، خوشحالم از اینکه دوستان جدیدی پیدا کردم و ممنون از اینکه دوستان من بی سواد را تحمل نمودند .

به امید ظهور مولای غریبمان حضرت صاحب الزمان (عج) ، آزادی مکه و مدینه و کربلا و قدس شریف

و آزادی همه انسانها 

یا حق و یا علی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:35  توسط علی حیدری 

میلاد حضرت فاطمه (س) بر همگان مبارک باد

حورای هستی

شاید ، شاید که نه حتما زیباترین واژه ، زیباترین معنا ، زیباترین حقیقت این عالم مادر است . اصلا زیبایی مادر است و بس . زیبایی دستان ترک خورده مادر است در سرمای زمستان و اشک های نهان او برای سوز سرما و دستان کودکش . دستانی که به قیمت ترک خوردن و یخ زدن گرم نگه داشته شدند ، به قیمت فرسودگی دستان مادر ، با طراوات و شاداب شدند و به قیمت سپیدی موهای مادر ، سپید بخت شدند .

مدیونم تا روزی که هستم ، مدیون دستان ترک خورده ، گیسوان سپید ، بینایی چشمان مادرم ، جوانی مادرم ، سلامتی مادرم ... مدیونم ، مدیون مادرم . دینی دارم که هیچگاه ادا نخواهد شد . هیچگاه .

مادرم ، روزت مبارک

 

یادش بخیر ، روز ۳ تیر سال ۱۳۸۴ .

زنده باد زاپاتا!

 

انگار افتضاحات ویرانه حاج آقای شاهرودی تمومی نداره ، این روزا واقعا اوضاع خر تو خر شده - ببخشید بی ادبانه است ولی مناسب اوضاع ویرانه ای به نام قوه غذاییه - ماجرای پالیزدار ، جناب مرتضوی ، اتهامات ، بیانیه ها و افشاگری های عجیب و غریب و ... نشون دهنده این واقعیت است که اوضاع همان خر تو خر است . باید بنشینیم و ببینیم که این وسط زور کی بیشتره و کی لگد می خوره!

راستی قراره از طلبه سیرجانی ، حاج آقای جهانشاهی در اصفهان استقبال بشه ، به نظر شما توی تهران در مقابل دفتر حاج آقای شاهرودی چقدر از ایشان استقبال خواهد شد ؟

 

من خمینی را دوست دارم اما آتاتورک را نه!

 

امروز سر یه ماجرایی بدجوری جو گیر شده بودم ، فکر کردم کسی شده ام ، نمی دونستم اوضاعم تا این حد بی ریخته که این جوری وا می دم ! خدا کنه که معنای الله اکبر هیچگاه از ذهن هیچ کس از جمله خودم کنار نره ، خدا کنه که فریاد ابکی لظلمت قبری هیچگاه از ما فاصله نگیره ! خدا کنه آدم باشم و دیگه خر نشم ! خدا جون ، غلط کردم !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 1:12  توسط علی حیدری  | 

«... با چنين مقدماتي، نگاه كنيد به طرح گفت‌وگوي تمدن‌ها كه سال 1999 توسط خاتمي در بيلدربرگ طرح شد و سال 2000 در سازمان ملل مصوب شد كه سال 2001 سال گفت‌وگوي تمدن‌ها ناميده شود. چرا آقاي خاتمي و خانم ابتكار به صورت محرمانه در اجلاسي حاضر شدند كه اعضاء آن را صهيونيست‌ها و ماسون‌هاي برجسته جهان تشكيل مي‌دهند؟ چرا گزارش اين جلسه را به مردم نداند؟ مگر نگفتند كه دانستن حق مردم است؟ چرا دقيقا در زماني كه غرب نبرد تمدن‌ها را به عنوان استراتژي برخورد با اسلام برگزيد و از جنگ‌هاي صليبي نو سخن گفت، ما دست خودمان را با تز گفت‌وگوي تمدن‌ها بستيم و اجراي آن را نيز به دست جاسوسان مخملي مانند رامين جهانبگلو و.... سپرديم؟ چنان كه در كتاب شواليه‌هاي ناتوي فرهنگي شرح داده‌ام، وابستگان اطلاعاتي آمريكا، در سه نهاد خانه هنرمندان ايران، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي و مركز بين‌المللي گفت‌وگوي تمدن‌ها مجري پروژه گفت‌وگوي تمدن‌ها شدند كه به پروژه لهستانيزه كردن ايران و جنگ استراتژيك نرم براي براندازي جمهوري اسلامي منتهي گشت كه بخشي از اسناد آن را منتشر كرده‌ام. مي‌دانيد چرا خبر حضور خاتمي در اين كنفرانس، حتي در غرب فاش نشد؟ رسانه پردازان بانفوذي كه در بيلدربرگ حاضرند، همچون رئيس واشنگتن پست، دونالد اي. گراهام، سوگندي محرمانه مي‌خورند كه هر ساله پوشش خبري نشست بيلدربرگ را از خروجي اخبار خود حذف كنند. بيلدربرگ طبق روال خود ادعا مي‌كند اين نشست فقط جلسه‌اي خصوصي است و درون حصار حفاظت شده و محرمانة آن هيچ سياستي اتخاذ نمي‌شود، اما محققان شجاعي چون جيم تاكر هر سال نشان داده‌اند كه آنچه در بيلدربرگ بحث مي‌شود سريعاً به سياست مبدل مي‌شود؛ حتي اگر در زماني كوتاه نباشد سال‌هاي بعد حتماً اين اتفاق خواهد افتاد. به عنوان نمونه، اسناد فاش شده بي.بي.سي توسط يكي از اعضاي سابق بيلدربرگ كه به دهة پنجاه باز مي‌گردد اين حقيقت را افشا مي‌كند كه ايجاد پول واحد رايج براي اروپا و تصويب آن در اتحاديه اروپا زاييده فكر اين نشست بوده است.»

آنچه در بالا آمده است گوشه ای از سخنان پیام فضلی نژاد ، نویسنده کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی است . که در در جمع طلاب و دانشجویان در مدرسه علمیه معصومیه (س) ایراد شده است . بنا به گزارش وب سایت بسیج مدرسه معصومیه (س) وی در این سخنرانی سندي 38 صفحه‌اي  پيرامون حضور آقاي سيد محمد خاتمي به همراه خانم معصومه ابتكار در اجلاس سال 1999 بيلدربرگ در پرتغال به طلاب و روحانيون حاضر در جلسه ارائه نموده است . ای کاش این سند ۳۸ صفحه ای به همراه متن کامل سخنرانی ایشان منتشر شود تا نقاط ابهامی که در نزد برخی از دوستان وجود دارد از بین برود .

برای خواندن چکیده ای از سخنرانی آقای پیام فضلی نژاد - که منتشر شده است - اینجا را کلیک کنید .( اگر در مورد اجلاس بیلدربرگ چیزی تا امروز نمی دانسته اید ، در چکیده ای که از سخنرانی آقای فضلی نژاد منتشر شده است توضیحات روشنی در مورد این اجلاس و نقش آن در جهان امروز داده شده است ، پس حتما بخوانید . )

فقط خدا را بابت یک چیز شکر می کنم ، آن هم اینکه آقای خاتمی امروز قدرتی اجرایی ندارند تا همانگونه که در قضیه انتشار کتاب شنود اشباح از تمامی توان خود برای له کردن رضا گلپور استفاده نمود ، پیام فضلی نژاد را هم به بر و بچه های عبادی می سپرد تا معنای زنده باد مخالف را توی کله اش فرو می کردند !

    

عکسهای بالا را به خاطر این گذاشتم که یادآوری شود تا الکی دل خودمون را به شنیدن پاسخ درست و حسابی از جانب ایشان گرم نکنیم !

سريع القلم در اجلاس بيلدربرگ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 0:15  توسط علی حیدری  | 

 

«بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ايشان به عنوان، يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت دارم»

مقام معظم رهبری

 

نمی دونم چرا بعضیها برای اینکه ثابت کنند انا الموجودند ، همه کاری می کنند . نمونه آخرش هم این جناب محتشمی پور که به مناسبت ۱۴ خرداد سخنرانی داشته و همه اون چیزهایی که لایق خودش و هم پیاله هاش بوده به حضرت استاد مصباح یزدی نسبت داده است . طبق معمول هم حضرت آقا خودش را به حضرت امام (ره) و اندیشه های آن بزرگوار وصل دانسته اند و استاد مصباح یزدی را دشمن این افکار و اندیشه ها .

                        

البته قبل از همه چیز باید بگم که از روی این حضرات واقعا شوکه شده ام . خوب گفتن ؛ رو که نیست سنگ پای قزوینه ! این جناب آقای محتشمی پور که به این شکل برای عقده گشایی از حضرت امام (ره) مایه می گذارند چرا نمی گویند که در این چند ساله خودشان چقدر و تا چه میزانی به آرمانهای امام راحل (ره) پایبند بوده اند ؟ آقای محتشمی پور که که انقدر سنگ امام (ره) را به سینه می زنید ، اگر واقعا پایبند به آرمانهای امام راحل (ره) هستید لطفا به این سوالات جواب بدهید :

۱- مگر حضرت روح الله (ره) نفرمودند : " بر روشنفکران غرب زده و شرق زده بتازید و هویت خویش را دریابید و بدانید که روشنفکران اجیر شده بلایی بر سر ملت و مملکتشان آورده اند که تا متحد نشوید و دقیقا به اسلام راستین تکیه ننمایید ، برشما آن می گذرد که تا کنون گذشته است " خب ، چرا شما و دوستانتان در برابر افکار و اقدامات این روشنفکران غرب زده سکوت کردید ؟ نه تنها سکوت کردید بلکه تایید نمودید و خود نیز همراه این جماعت دغلباز ضد دین شدید ؟ آیا غیر از این است که آبشخور اندیشه دوستان شما حلقه کیان ، این حلقه لاییک غرب زده بوده است ؟ آیا غیر از این است که بشیریه ها ، سروش ها ، نصرها ، شایگان ها و ... امام زادگان شما و دوستان نامحترم شما بوده اند ؟ چرا نمی گویید که نشریات منتسب به دوستان شما توسط چه کسانی چرخانده می شد و می شود ؟ آیا شعار جامعه مدنی با اندیشه های حضرت روح الله (ره) ارتباط دارد یا با اندیشه های لیبرال دمکراسی غرب ! آیا جاسوسان و مزدوران غربی همچون رامین جهانبگلو سوار بر اندیشه شما و دوستان شما نبودند ؟ اگر می گویید که نبوده اند دروغ می گویید چون اظهر من الشمس است و اگر این گونه بوده است ، چرا سکوت کردید ؟ چرا همراه شدید ؟ چرا باز دم از حضرت روح الله (ره) می زنید ؟

۲- مگر پیر جماران (ره ) در وصیت نامه خودشان نفرمودند که : " تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است " پس چرا در مقابل هتاکی های دوستانتان سکوت کردید ؟ مگر حضرت روح الله (ره) نفرموده بود بر همه واجب است ؟ پس چرا به تکلیف خود عمل نکردید ؟ آیا بر گردن شما و دوستانتان اطاعت از امام (ره) واجب نبود ؟ آیا نشریات و کتاب ها و مجلاتی که در زمان تصدی جریان شما و توسط دوستان شما منتشر می شد شامل این دستور امام (ره) نمی شدند ؟ آیا به مجله آدینه ، شماره ۱۲۹ که اینگونه پرده های حیا و عفت را از هم می درد ، اعتراض نمودید ؛  " در هوای تن لطیف زنت / دردها ، من به تیره شب دارم / بین من و زنت قضاوت کن / تا ز تو خیل مکتسب دارم " آیا در هفته نامه ایران جوان که زیر نظر سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران منتشر می شد با این مطالب برخوردی نداشتید : تاکسی مرسی / آزادی / آیا شما نماز می خوانید / فروش دود ، غریزه در جزیره مجاور خیس / دریچه من می خواهم حرف بزنم ! می خواهید از رمانهایی بگویم که به نام داستان و رمان به توصیف اندام زنانه و رابطه جنسی می پرداختند ؟ هر چند که خودتان بهتر از من می دانید که شاید از این موارد هزاران مورد منتشر شده باشد و در جایی که در مقابل دیدگان وزیر دولت اسلامی !! هنرپیشه ها برهنه به ایفای نقش خود بپردازند ، یا در فلان مراسم رقاصان اوکراینی به رقص مشغول شوند دیگر این موارد مهم نخواهد بود ! آنچه که مهم است آن است که آیا شما به واجبی که حضرت روح الله (ره) تعیین کرده بود عمل کردید یا نه ؟ اگر عمل کردید کجا و اگر عمل نکردید توبه کنید چرا که حرف ولی فقیه ، آن هم کسی که مدام از او دم می زنید را به زمین گذاشته اید .

۳- حضرت روح الله در وصیت نامه خویش این جماعت را مورد سرزنش قرار ندادند؟ " با کسانی که با صراحت اسلام را می کوبند و ... پیوند می کنید و دست برادری می دهید و آنان را که خداوند مهدور الدم فرموده نور چشم خدا می دانید و در کنار بازی گرانی که فاجعه 14 اسفند را برپا کردند و جوانان بی گناه را با ضرب و شتم کوبیدند نشسته و تماشاگر معرکه می شوید ؟" آقای محتشمی پور  آیا ۱۴ اسفند حادتر و بحرانی تر از ۱۸ تیر بود ؟ چرا دوستان شما در ۱۸ تیر برای کسب قدرت آنگونه فاجعه آفریدند و شما و دوستانتان نه تنها سکوت کردید بلکه حمایت هم نمودید ؟ میلیشیاهای دفتر تحکیم عامل چند درگیری و تنش بودند ؟ چگونه است که این مجرمین در سایه حمایت های شما و دوستانتان نه تنها بورسیه شدند بلکه سمت های دولتی هم در میانشان توزیع شد ؟ آیا منافقین مهدور الدم نیستند ، پس چگونه است که باید شاهد قلم فرسایی و تکریم و تعظیم انان در نشریات و سایتها و محافل دوستان شما باشیم ؟ آیا عاملین ۱۴ اسفند ملی گرای های نهضت آزادی نبودند که حضرت روح الله (ره) درباره آنان به خود شما آنگونه پاسخ دادند ؟ مگر اینان همانهایی نیستند که حضرت روح الله درباره ایشان فرمود : " الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی کنند در حالی که در کارهای دیگر نیز جز این حرف و ادعا هنری ندارند " ( حضرت روح الله (ره) ؛ صحیفه نور ج 21 ص 96) پس چرا شما و دوستانتان اینگونه به نوکران این جماعت مبدل شدید ؟

                          

آیا غیر از این است که شما و دوستانتان دست در دست منافقین ، معاندین ، سلطنت طلبان ، مارکسیستها ، حتی عبدالمالک ریگی می دهید ؟ چگونه است که در این سالها دوستان شما در برابر حوادث و مسائل با این جماعت هم صدا شده و دارای نقاط مشترک می شوید ؟ چگونه است که دوستان شما برای آزادی جهانبگلو ، اسفندیاری همانقدر دست و پا می زنند که ریگی آدمکش حیوان هم همان قدر ؟ چگونه است که دوستان شما مشتریان دکان رادیوهای بیگانه و ضد انقلاب شده اند و شما دم نزده اید ؟ چگونه است که دوستان شما در ماجرای غلامحسین کرباسچی ، قتل های زنجیره ای ، قانون مطبوعات ، کوی دانشگاه و ... هم عقیده و دارای یک دیدگاه با ضد انقلاب می شوند ؟ چرا به دوستانتان اعتراض نکردید که از جریان ۱۴ مارس حمایت کردند ؟ چگونه است که دوستان شما در حمله و بی آبرو کردن افراد و اشخاص انقلابی ، حمله به نیروهای مسلح ، همان نیروهایی که حضرت روح الله در وصیت نامه خویش از آنان به عنوان بازوان قوی و نیرومند جمهوری اسلامی یاد می کند ، تهاجم سازمان یافته به شورای نگهبان ، صدا و سیما و ... گوی سبقت را از اربابان خود ربوده بودند ولی شما حتی لب به اعتراض هم باز نکردید ؟ هر چند زمانی که شما در برابر اسلام زدایی و حمله به مقدسات سکوت کردید دیگر نباید انتظار دفاع از سپاه و بسیج را از شما داشت ! آقای محتشمی پور می دانید چه زمانی را می گویم همان زمانی که روزنامه صبح امروز شهادت حسین بن علی (ع) ، سالار شهیدان را حاصل خشونت پدرش دانست و عصر ازادگان هم اعتقاد به ولایت فقیه را همسان اعتقاد به شرک و کفر ! درست همان روزی که شما سرمست از پیروزی هایتان ! از صندلی گرفتنهایتان مبارز می طلبیدید و هر کس را که مطابق میل شما رفتار نمی کرد به تیغ نشریات و تبلیغات خود می سپردید تا کارش را یکسره کنند ! درست همانند استاد مصباح یزدی که در مقابل این هتاکی ها و حملات مردانه ایستاد ولی شما و دوستانتان در مقابل ایشان صف آرایی کردید ! همان روزی که مرحوم حضرت ایت الله العظمی فاضل لنکرانی فریاد می زد : امروز دیگر روز سکوت نیست ، باید با قوت تمام در مقابل حرف هایی که بر ضد اسلام زده می شود ، عکس العمل نشان داد ! این استاد مصباح یزدی بود که پا به میدان گذاشت ، به میدانی که یکطرف آن دلهای سوخته و عاشق اسلام و انقلاب بود و طرف دیگر دلهایی پر از عقده ها و حقارت ها و نفاق ها و دو رویی ها ! آقای محتشمی پور شما در کدام سوی این میدان قرار داشتید ؟

۴- فرموده بودید که سبب خون دل حضرت امام (ره) استاد مصباح یزدی و امثال ایشان بوده اند ؛ اول ؛ به چه دلیلی و بر پایه کدام مدرک این حرف را می زنید ؟ و دوم ؛ چگونه است که دوستان شما به پابوسی شیخ ساده لوح می روند و او را مقتدای خود کرده اند و شما حرفی نمی زنید ؟ " ... ان قسمتی که درباره من بود را برایم خواندند . بعدا گفتند : امام با نامه خودشان خواب را از چشم من گرفته اند . من هم نامه ای نوشتم که خواب را از چشم امام بگیرد " چگونه است که مهدی هاشمی ملعون در بازجویی های خود اینگونه از نیت این شیخ ساده لوح یاد می کند ولی شما به این شیخ ساده لوح کاری ندارید ؟ آیا کسی به اندازه این شیخ ساده لوح خون به دل حضرت روح الله (ره) کرده است ؟ پس چرا شمای سینه چاک حضرت روح الله (ص) !!! اعتراضی به دوستانتان نمی کنید که این شیخ ساده لوح را به عنوان پیر محفل خود برگزیده اند ؟

۵-  آیا فیلم بازجویی قتلهایی زنجیره ای را دیده اید ؟ آیا دیده اید که بر و بچه های جناب آقای عبادی چه بلایی سر همسر سعید امامی می آورند ؟ خشونت بالاتر ازشکنجه ؟ آیا مهدی کرمی را می شناسید ؟ همانکه بعد از غائله ۱۳ رجب به جرم راه اندازی تظاهرات بر علیه شیخ ساده لوح ، جسدش را با جای ۳ گلوله بر سر پیدا کردند ؟ خبر دارید که میلیشیاهای تحکیم وحدت در تجمعاتشان چند نفر را با زنجیر و چاقو و  پنجه بوکس مضروب کرده اند ؟ آیا فراموش کرده اید که در کوی دانشگاه میلیشیاهایتان سربازان ناجا و مردم عادی را به گروگان گرفته بودند ؟ آقای محتشمی پور چند مورد از این موارد برایتان بیاورم ؟ چرا در میان دوستان شما همه سابقه امنیتی دارند آن هم از نوع بازجو ؟ چرا اکثر این دوستان امنیتی شما به دلیل خشونت بیش از حد در بازجویی در ارگان های خود دچار مشکل شده بودند ؟ خشونت طلب کیست ؟ آیا خشونت طلب آنانی نیستند که بر دستی دستکش آهنی دارند و بر دستی دستکش حریر ، که به تناسب جهت باد استفاده از دست و دستکش ها هم تغییر می کند ؟ لطف کنید برای روشن شدن حداقل من یک نفر هم که شده ، چند مورد از خشونت طلبی استاد مصباح یزدی و علاقمندان ایشان را ذکر کنید ؟

                  

5-این بار به استاد مصباح یزدی تاخته اید که چرا دم از نقش امام زمان (عج) در اداره حکومت می زنند ؟ احتمالا بهتر از من می دانید که  حجتیه قایل به وجود حکومت پیش از حکومت امام زمان (عج) نیست . پس چرا پیش از این در نشست شاخه دانشجویی اعتماد ملی اینگونه گفته بودید :" جریانی در چارچوب یک فرقه سازمان یافته پا به عرصه گذاشته تا مجلس خبرگان را در قبضه خود نگه دارد ... این جریان ، جریان آقای مصباح یزدی است ... جریانی که اندیشه انجمن حجتیه داشته باشد همواره خطری برای نظام و مردم است ... "

6- شما که زحمت می کشید و  این همه فرقه سازی می کنید ، بفرمایید خود شما جز کدام فرقه اید ؟... نام شیخ زنجانی را شنیده اید ؟ همان شیخ فراماسونری که شیخ فضل الله نوری را بر دار کرد و مشروعه را فدای مشروطه انگلیسی !

7- از آنجا که مدام از حضرت روح الله (ره) می گویید ، حتما بهتر از من هم از جایگاه ولایت فقیه در اندیشه های ایشان اطلاع دارید . حال یک سوال آیا شما همچنان به ولایت فقیه اعتقاد دارید ؟ اگر اعتقاد دارید ، ایشان درباره حضرت استاد مصباح یزدی فرموده اند :" «بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ايشان به عنوان، يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت دارم» وقتی ولی فقیه در مورد شخصی اینگونه می گوید شما چگونه به خود جرات می دهید این چنین گستاخانه ایشان را مورد توهین قرار دهید ؟

در آخر مطلبی را از یکی از دوستانتان در مورد استاد مصباح یزدی نقل می کنم ؛ جناب استاد خسروشاهی در مقدمه کتاب انتقام – مجموعه نشریات انتقام که توسط استاد مصباح یزدی پیش از انقلاب به چاپ می رسیده است – این چنین می نویسد : " من وقتی تلمذ استاد مصباح را در خدمت استاد بزرگوار علامه طباطبایی (ره) دیده ام و می دانم که ایشان از شاگردان ممتاز آن بزرگوار در همه زمینه ها است ، چگونه می توانم به خود اجازه دهم که به خاطر یک یا چند نوع برداشت ایشان از مسائل سیاسی روز که با دیدگاه و باورهای من ناسازگار است ، راه و روش دیگری را انتخاب کنم "

ای کاش آقای محتشمی پور هم راه دیگری انتخاب کرده بودند !

 

تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 2:56  توسط علی حیدری  | 

گرچه زن ولی مرد آفرینی

تو یار رهبر خانه نشینی

نه بر محسن نه بر رخسار نیلی

فقط از بهر مولایت غمینی

        

 

... مرگ و ذلت بر مردمی که پیمانها را شکستند و عهد و حکم خدا را به کار نبستند و آهنگ بیرون کردن پیامبر (ص) را نمودند . چرا – با این همه فجایع که مرتکب شدند – با آنان درگیر نشدید و از حقیقت دفاع نکردید ؟ آیا از اینان می ترسید ، با انکه سزاوارتر بود از خدا بترسید ٰ اگر به او ایمان دارید !

- علت این ترس و وحشت روشن است – جز این نیست که به تن آسایی خو کرده و به سایه امن و خوشی پناه برده اید و به خلوت زندگی راحت طلبانه راه یافته اید و سرانجام ٰ سر به راه انحطاط نهاده ، سزاوارترین و نیرومندترین و آگاه ترین کس را از عرضه اداره جامعه اسلامی کنار زدید .

و می بینیم که در خلوت خویش خزیده اید و غرق در آرامش و خوشگذرانی هستید و از تنگنای انجام مسئولیت ها خود را رهانیده و راحت طلبی را برگزیده اید و آنجه را که در درون ذخیره کرده بودید بیرون انداختید « اگر شما و هر که در روی زمین است همگی کافر شوند ، بی گمان خدای بی نیاز ستوده است »

گفتنی ها را گفتم . با شناخت کاملی که از شما دارم ، ما را یاری نخواهید کرد ؛ چرا که در چنگال ذلت و زبونی گرفتارید و دلبره نیرنگ و خدعه اید ، و می دانم که پیمان شکنی ، راه و رسم شماست و در ژرفای جانتان رسوخ کرده است . اما  چه کنم که دلم خون است و از سوز دل ؛ این سخنان را به زبان آوردم . آری ! برای این بود که گفتنی ها را گفته باشم و حجت را برشما تمام کرده باشم .

این شتر و این بار – خلافت – بگیرید ؛ ببرید ، دو پشته بارگیری کنید و تنگ زینش را محکم ببندید ؛ اما بدانید که پشت این سواری ، زخم شده و پای آن ، ست فرسوده و تاول زده است . داغ ننگ جاودانه و نشان خشم خداوندی بر آن نهاده شده است و هیچ گاه شما را آسوده نمی گذارد تا به آتش افروخته خداوند بسوزاند . آتشی که راه می جوید تا آشکار شود و سر برآورد و شراره می کشد ، تا یکسره بر دلها چیره شود .

آنچه می کنید ، در محضر خداست « و کسانی که ستم کرده اند ، به زودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت »

خطبه حضرت زهرا (س) در مسجد النبی (ص)

 

 

  ویژه نامه ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 13:26  توسط علی حیدری  | 

قال امام علي (ع):

             امر به معروف ونهي ازمنكر واقامه حدود ، ستون شريعت است .

           

شهادت مهندس محمود توفیقیان

پيامبر اكرم (ص) فرمود : به خدايي كه جانم در دست اوست ، ازامت من گروهي از قبر بر مي خيزند ؛ در حالي كه در قيافه بوزينه وخوك هستند . اين قيافه ها به خاطر آن است كه آنان قدرت بر نهي از منكر داشته ، ولي با  گناهكاران سازش كردند .

براي شادي روح اين شهيد بزرگوار و همه شهداي اسلام صلوات

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 13:49  توسط علی حیدری  | 

" افكار امام (ره) از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب خيلي تغيير كرد "

" در ايران تعريف حجاب با سياست پيش مي رود "

" ماشينم تويوتاكرولاست "

" من در رانندگي جنون سرعت داشتم و تصادف مفصلي هم كردم . سالي كه فاطمه دخترم ۲-۳ ساله بود ، مي رفتيم بزد و يك لنسر هم داشتيم ... با سرعت مي راندم ، ايشان ( رضا خاتمي ) خواب بود و فاطمه كف ماشين بازي مي كرد . يك ماشين از من جلو زد . لجم درآمد ، يك آن نگاه كردم و ديدم سرعت ماشين دست چندمي كه خريدم ۱۶۰-۱۷۰ است و صداي انفجاري بلند شد . لاستيكش تركيد "

" در مورد غلامحسين كرباسچي : من مي گويم ايران ! هر چه بيشتر مي گذرد ، بيشتر به قدرت مديريت ايشان پي مي برم "

سخناني كه در بالا خوانديد گزيده اي كوچك از سخنان زني است كه به قول خودش ، دوست دارد خودش باشد . خانم اشراقي در مصاحبه با نشريه رويش طبق معمول نظريات خودشان را به نام حضرت امام (ره) ابراز كردند و از طرفي هم اعلام كردند كه دوست دارند خودشان باشند ! طبق معمول باز شتر سواري آن هم از نوع دولا دولا . جالب است ، خانم اشراقي دوست ندارند زير سايه نام خانوادگي خود باشند ولي دوست دارند براي اثبات درستي و صحت نظرات خود از نام خانوادگي خود مايه بگذارند ! تمام كارشناسان و ياران انقلاب بر ثابت بودن انديشه ها و افكار حضرت امام (ره) به عنوان يكي از اصول مهم در هدايت انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي تاكيد مي كنند و آنگاه اين زن مي آيد و مي گويد كه افكار حضرت امام (ره) از قبل تا بعد از انقلاب خيلي تغيير كرد ! و تنها دليلي كه براي حرف خود مي آورد فتواي حضرت امام (ره) در مورد شطرنج است ! نمي دانم شايد دفاع از غارتگر بيت المال جناب غلامحسين كرباسچي دزد ، موتور سواري ، دين را به هر شكلي تفسير كردن ، تساهل و تسامح ، ماشين آنچناني سوار شدن ، در تجمل غرق شدن ، آرايش كردن و آهنگ فلان گوش كردن و ... از آموزه هاي حضرت امام (ره) بوده است !!! اي كاش خانم اشراقي كمي مردانگي داشت و نام خانوادگي خود را نردبان نمي ساخت ! هر چند كه اين زن و شوهر به اصطلاح محترمش به بركت نام هاي خانوادگي است كه حيات دارند ولي ، باز هم مي گويم اي كاش ! اي كاش كه تصوير بزرگ خانم اشراقي روي نشريه اي كه شريفي نيا سخنان گوهر بار خود را در مورد هديه تهراني گفته بود ، به اين شكل نقش نمي بست تا كه شايد دهان بعضي ها با ديدن تصوير خانم اشراقي به بدگويي به ... باز نمي شد ! ان شاء الله كه مبارك همه سينه چاكان - نان به نرخ روزخوران بهتر است - بيت محترم و معزز حضرت امام (ره) باشد !

امروز سوم خرداد است . سالروز آزادي خرمشهر ، سالروز به ثمر نشستن رشادت ها و ايثار گري هاي شير بچه هاي حضرت روح الله (ره) ،

ویژه نامه سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر

راستي ديروز هم دوم خرداد بود ، خيلي زود گذشت . انگار همين ديروز بود كه توي دانشگاهها ممد نبودي رو به سخره مي گرفتند تا بگويند كه هستند ولي ، ولي امان از زمان ، كه هر چه زمان مي گذرد ممد و ممدها با عزتتر مي شوند و بعضيها منفورتر و بدنامتر !

آن سوی دوم خرداد

براي شادي روح امام شهدا و شهدا و همه آن عزيزاني كه در دوران ۲ خرداد به شهادت رسيدند ، صلوات

 

رهبر انقلاب: درس بزرگ امام؛ حفظ حريم انقلاب براي جلوگيري از نفوذ عناصر بيگانه

گفتگو با شهريار زرشناس درباره شهيد آويني/1

گفتگو با شهريار زرشناس درباره شهيد آويني/2

اعتراض به مديريت فاميلى در دانشگاه آزاد

اکبر گودرزی و تشکیل گروه تروریستی فرقان

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 1:42  توسط علی حیدری  | 
محور آمريکايي ، صهيونيستي و عربي در توطئه جديد لبنان

             

پشت پرده تحولات اخیر لبنان

تصمیمات دولت غیرقانونی سنیوره عامل بحران اخیر لبنان است

تحليل ائتلاف 14 مارس از شرايط امنيتي لبنان اشتباه بود

شبه نظاميان حريري در اردن و مصر آموزش مي‌بينند

توطئه صهيونيستي - عربي فاش شد: سه سال تلاش اسرائيل در لبنان در يک شب از بين رفت

كاخ سفيد:نگران قدرت حزب‌الله هستيم

گروه جنبلاط دو تن از افراد مقاومت را به قتل رسانده است

وليد جنبلاط از سيدحسن نصرالله خواست تا انتقام نگيرد

دعواي وزير خارجه عربستان با نماينده سوريه بر سر ايران و حزب‌الله

هشدار علامه فضل الله به اعراب و غرب درباره دخالت در لبنان

سفير عربستان در لبنان از راه دريا گريخت

تغيير توازن قوا در لبنان به نفع حزب الله

                          

عمري است كه عرب مثل تو يك مرد نديده است

ماجراهاي وليد

حلوا حلوا کردن جنبلاط، اوج تدبير ديپلماسي اصلاحات

تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان

           

اعلاميه بالفور، سنگ بناي رژيم صهيونيستي

۶۰‬سال اشغال و جنايت بي کاري و فقر پي آمداشغالگري صهيونيستها براي فلسطينيان

اسرائيل از عرش تا فرش؛ کار دشوار غرب براي تثبيت مولود نامشروع

                       

شصت سال ترور و جنايت؟ شصت سال مقاومت و شهادت

فروش زمین شایعه یا واقعیت ؟

غزه در آستانه فاجعه‌اي ديگر است

مبارزان فلسطینی یک صهیونیست را به هلاکت رساندند

                  

ویژنامه محاصره نوار غزه

و

آغاز جنگ پنجم دولت يمن با شيعيان در استان صعده

عجب هفته نحسي براي آمريكاييهاي كثيف و مزدوراي بي شرفش شده !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:11  توسط علی حیدری  | 
                  

نمي دونم وقتي كه بحث فعاليت شركتهاي اقتصادي صهيونيستي در ايران مي شود آيا اين سوال برايتان پيش مي آيد كه چرا و چگونه اين شركتهاي صهيونيستي در جمهوري اسلامي ايران مجوز فعاليت مي گيرند ؟ اين سوال براي من هم به وجود آمده بود . تا حدودي جواب اين سوال براي من مبهم بود تا كه ديروز در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران اين ابهام تا حدود زيادي برايم برطرف شد .

نمايشگاه امسال كتاب داراي يك ويژگي زماني خاص مي باشد و آن هم مصادف شدن با شصتمين سال اشغال رسمي فلسطين توسط صهيونيستها است . از دوستانم شنيده بودم كه در نمايشگاه كتاب امسال و در بخش جانبي نمايشگاه قسمتي به فلسطين – همانند سال گذشته -  اختصاص يافته است . با شنيدن اين خبر و همچنين خبر تاكيد جناب آقاي صفار هرندي براي همكاري كامل و بي كم و كاست مسئولين برگزاري نمايشگاه براي برپايي اين قسمت و توجه خاص براي شصتمين سال اشغال فلسطين ، خيلي علاقمند شدم كه حتما يه سري به اين قسمت بزنم . براي همين روزي كه به نمايشگاه رفته بودم ، سريع كتابهايي كه نياز داشتم را تهيه كردم و به دنبال قسمت فلسطين يا سراي فلسطين رفتم . اگر نمايشگاه سال گذشته را به ياد داشته باشيد فلسطين در بخش جانبي داراي يك قسمت جداگانه و خاص بود كه فقط براي همين  منظور طراحي و مورد استفاده قرار گرفته بود . با تاكيداتي كه جناب وزير داشتند ، با ذوق و شوق تمام به سمت بخش جانبي رفتم و منتظر يك بخش فوق العاده بودم . ولي زماني كه از كنار غرفه حوزه هنري و صبا گذشتم تقريبا شوكه شدم . چند سازمان و گروهي كه درباره فلسطين و صهيونيسم فعاليت مي كنند در ميان ساير غرفه ها پخش شده بودند و هيچ خبري از بخش ويژه و تمام چيزهايي كه انتظار ديدنشان را مي كشيدم ، نبود ! با ناراحتي به سراغ دوستان رفتم . جواب درستي ندادند . بندگان خدا برايشان ديگر دل و دماغي نمانده بود . آخر فهميدم كه شب گشايش نمايشگاه بخشي كه به فلسطين اختصاص داده شده بود بدون اطلاع و به يكباره در اختيار يكي از ناشران محترم قرار مي گيرد . و شبانه كاسه و كوزه بندگان خدايي كه قرار بود در قسمت فلسطين غرفه داشته باشند بيرون ريخته مي شود ! ( خيلي جالبه ، وزير ممكلت كلي تاكيد و اهم و اوهوم مي كنه ، يكدفعه حرف جناب وزير در هوا زمينگر مي شود . )

 

قطع يقين در اين ماجرا همانند همه ماجراهاي ديگر رنگ زيباي اسكناس !!! و يا رابطه آبا و اجدادي و هم ولايتي است كه اهميت دارد ( بالاخره يا پول بوده يا رابطه ) ، دين و اسلام و ممكلت و خيلي چيزهاي ديگر فقط در سخنراني ها و مناسبت ها اهميت پيدا مي كنند !

 

حالا يك سوال : وقتي كه يك ناشر، كه در مقابل سازمانهاي چند مليتي و غولهاي اقتصادي عددي نيست ، به اين راحتي مي تواند حضرات را جو گير نمايد و اينگونه سبب آبروريزي شود ، چگونه توقع داريم كه حضرات در مقابل شركتها و كارتلهاي بزرگتر جوگير نشوند ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:5  توسط علی حیدری  | 

وقتي انسان فقط حيوان ناطق باشد و غيرت و حميت نشانه اي از جاهليت ، آنگاه غزه بايد اينگونه به خاك و خون كشيده شود .

مسابقه شصت سال اشغال

پرونده‌اي براي تبرئه شوهر خواهر

حلوا حلوا کردن جنبلاط، اوج تدبير ديپلماسي اصلاحات

مطهري با نفاق و التقاط کنار نيآمد

مطالبه‏ي بي‏وقفه‏ي عدالت/ بر مصداق‏ها متمرکز نشويد

نقد مسیحیت(۱): Contradictions in the Bible

تجمع طلاب مقابل دفتر هاشمی شاهرودي

افشا، آنچه نمی خواهند شما بدانید

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 19:50  توسط علی حیدری  |